تبلیغات
پایگاه امام خمینی (ره) - زندگی نامه شهید علیرضا محسنی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
نظرسنجی
عملکرد این وبلاگ :






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها




بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تقولو لمن یقتل فی سبیل الله اوواتا احیاء ولكن لما تشعرون

و به كسنیكه در راه خدا كشته میشوند مرده نگوئید بلكه آنها زنده اند ولیكن شما درك نمی كنید.

شهید علیرضا محسنی در سال 1328 در خانواده ای مذهبی و در روستائی از توابع اصفهان بنام روستای اژیه بدنیا آورد و در دامن پدر و مادر پروش یافت او درد فقر و رنج را در همان اوایل طفولیت و كودكی چشید و هنوز در ددوران كودكی بود كه مادرش را از دست داد و از مادر یتیم گشت و هنگامی كه توان فعالیت و كار را در خود دید به شغل چوپانی و شبانی پرداخت و بعد از آن پا به صحرا و محل پاك نهاد و شغل كشاورزی را انتخاب كرد و در طی تماسها خود با طبقه مستضعف و محروم روستائی با اسلام آشنا شد و بعد از چند سال اقدام به تشكیل خانواده نمود و ازدواج كرد و دارای چهار فرزند شد كه چون عشق به امام می ورزید نام فرزند خود را روح الله گذاشت و با اوجگیری انقلاب اسلامی ایران شهید محسنی كه ایمان بخداد و تمام رگها وجودش ترشح كرده بود او نیز به سبیل توفنده انسانها در حركت بسوی خدا جذب شد و به صف مجاهدان و تظاهر كنندگان علیه رژیم خونخوار پهلوی پیوست و در تظاهرات و راهپماویهای كه از روستای قهرمان پرورش بطرف روستاهای محروم همجوارشروع شد نقش بسزائی داشت و مسولیت امنیت و كنتل راهپمائیها را عهده دار بود و علی رغم فقر اقتصادی و مالی از آنجائیكه قلب مباركش پر از عشق به اسلام و امام بزرگوار بود لحظه ای از این امر غافل نشد و تا پیروزی انقلاب و فرار رسیدن دوران پر شكوه حكومت اسلامی به رهبری امام خمینی به فعالیتهای خود ادامه دادو در پیش برد اهداف اسلامی انقلاب عظیم ایران یك آن از پای ننشست و در تمام مراحلی كه انقلاب روبرو میشد و پشت سر می گذاشت علی دلیرانه مقاومت میكرد و استقامت میورزید و علی چون مستقیماو غیر مستقیم با روحانیت اسلام و حزب جمهوری و نهادهای انقلابی تماسهایی  داشت و با دید وسیع در برابر لیبرالهاو گروهكهای انحرافی و جهت حفظ خط اصیل امام صبورانه تلاش می كردو بارها و بارها دیده میشد كه چگونه از بنی صدر و ایالش ابراز تنفر می نمود و چون زمان اجازه نمی داد. علی از این جهت سخنی بگوید رنج فراوان میكشید و خلاصه در طول انقلاب چندین بار توسط لیبرالهاو فئودالها تهدیدبه قتل میشد و باشروع جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران او كه دل از علایق دنیوی برده بود و همیشه آرزوی شهادت می كردبه جبهه های حق علیه باطل شتافت و هنوز چند روزی از مجاهده اش نگذاشته بود كه توسط كفر پیشگان صدامی بدن مباركش شكافت و در خون خود غلطلید و با ندای الله اكبر و خمینی رهبربه خیل شهدای كرببلا پیوست.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

علیرضا محسنی