تبلیغات
پایگاه امام خمینی (ره) - وصیت نامه شهید حسین شمسی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان
نظرسنجی
عملکرد این وبلاگ :






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها


بسم رب الشهدا و والصالحین

ان افضل عمل المزمن الجهاد فی سبیل الله

همانا بهترین عمل مومنجهاد در راه خداست و خداند اینگونه جهاد را دوست دارد ما باید همیشه سعی كنیم كه در راه خدا قدم بر داریم كه خداوند اینگونه افراد رابسیار دوست می دارد و چون می دانستم كه وظیفه شرعی من است كه در راه خدا قیام كنم و در راهش قدم بردارم به جبهه ها آمدم تا اینكه خدمت به خدا و خلق كرده باشم اینك احساس مسولیت می كنم وراه جبهه های حق علیه باطل می روم تا شاید بتوانم با خون ناقابلم اسلام را یاری كنم.

قال الله الحكیم فی محكم الكتاب بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و الرسول اذا دعاكم كما یجیبكم

با درود بر تمامی هدایت گران بشریت از حضرت آدم تا حضرت محمد (ص) با درود و سلام به موسی زمان خمینی كبیر و بنیانگذر جمهوری اسلامی ایران و با سلام بر تمامی شهیدان انقلاب و بخصوص شهدای جنگ تحمیلی ای خدای من بسیار در تلاش بودم تا به راه تو باشم و به راه بنده مخلص باشم و هرچه كه لطف تو شامل حالم بوده ولی شرمنده و سرافكنده ام و امید بخشش دارم خدایا این قطره قطره خون ناچیز و ناقابل مرا برای گسترش اسلام در حضور بپذیر و اگر جان من ارزش دارد كه برای اسلام فداشود و اسلام پیش رود صدها بار به ما جان بده تا مبارزه كنیم و كشته شویم كه كشته شدن در راه خدا طبق آیه (ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولیكن لاتشعرون ) مرده مپندارید وآنها كه در راه خدا كشته می شوند زنده اند ولی شما درك نمی كنید.

وسلام و درود بر امت حزب الله و همیشه در سنگر و همیشه در صحنه ایران ، برادر و خواهر حزب الهی من لیاقت آن ندارم كه خودم را حتی یك بسیجی بنامم ولی به عنوان یك فرد كوچك از شما می خواهم كه ادامه دهنده راه تمام شهیدان بوده باشید بخصوص شهید مظلوم دكتر بهشتی واز شما می خواهم كه در مقابل دشمنان اسلام بخصوص منافقین آیه اشدا علی الكفار برخورد قاطع داشته باشید خدایا اینك به یاد تو و به منظور احیای دینم دوام انقلابم به جبهه ها می روم نه به خاطر انتقام یا نام یا مقام و از خداوند و امام زمان (عج) و نایب بر حق او می خواهم كه به آن سو و آن راه كه خود صلاح میداند هدایتم كند چون میكنم دفعه آخر مرخصی من باشد پس چند جمله را به عنوان وصیت نامه می نویسم البته اگر چه شناختی كه روی خود دارم لیاقت شهادت و به دیدار معبود رفتن را در خود نمی بینم لیكن رحمت و كرامت خداوند تبارك و تعالی از بی لیاقتی این حقیر بیشتر است من دو وصیت با برادران و خواهران عزیزم دارم یكی اطاعت از رهبری كنید دوم اینكه دشمن در فكر این است كه افراد حزب اللهی را انحلال بوجود آورند و بخاطر خدا این دشمنان را نابود كنید و نگذارید یك منافق در جامعه نفاق بوجود آورند در مجموع یك پیام به ملت شهید پرور و سلحشور ایران دارم كه به حرفهای منافقین گوش ندهند و تحت تاثیر این بلندگوههای تبلیغاتی گروهكها قرار نگیرند وبه حرف های رهبر و دیگر عالمان گوش دهید ودر غیر این صورت نه نامی از اسلام باقی می ماند و نه یك لحظه به شما اجازه حرف زدن نخواهند داد و چند كلمه دیگر باشما برادران و خواهران كه شماها سه چیز در قلبتان راه دهید و داشته باشید.

1-     بااسلام بودن 2- پیروی از رهبر كبیر انقلاب 3- اتحاد كه هركدام را نداشته باشید با سختی مواجه می شوید رهبرواتحادبدون اسلام نمی شود ، اتحاد و اسلام بدونرهبری و رهبرو اسلام بدون اتحاد نمی شود . اما من به جسد قطعه قطعه و قطره قطره خون بهشتی تا جان در بدن دارم به سخنان حسین زمان لبیك می گویم . همانطور كه اول انقلاب گفتیم ما اهل كوفه نیستیم امام تنها بماند و تا آخرین قطره خون پای حرفم ایستاده ام و مقاومت می كنم . برادران و مادر عزیز كوچكتر از آن هستم كه خودم را یار امام بنامم ولی بیاد دارید كه موقعی كه كودك بودم درست در سال 1341 بود كه خدا مرا بدست شما داد و یك سال بعد از آن از امام سوال میكنند كه یاوران شما كجا هستند امام میفرماید یاوران من در گهواره هستند و درست بیاد داریدكه امانت شما یك ساله و در گهواره بود و امانتی را كه خدا به پدر و مادر ما میدهد آنها صاحب اونیستند و خدا امانت خود را تحویل میگیرد و چه خوب است كه شما انشاءالله پیش از اینكه خدا بیاید شما امانت را تحویل دهید.

میدانم اگر خدا لیاقت شهید شدن را به من بدهد كمی برای شما سخت است ولی كلمه اسلام و جنگ و فرزند شما كمی احساس مسئولیت می كند واین راه را خود انتخاب می كند و تا آخرین قطره خون انشاء الله ایستادگی می كند راه بس شیرینی است و به خدا قسم می خورم كه دیر از خواب بیدار شدم و اگر می دانستم كه انقدر این راه شیرین است این قدر صبر نكرده بودم و هر طوری بود اسمم را در دانشگاه خودسازی می نوشتم و زودتر می رفتم . و ای مادر و برادران به شما بگویم آخر مگر به سراغ شما می آید بس خوب است قبل از اینكه مرگ به سراغ انسان بیاید ما به سراغ مرگ برویمو همانطور كه مولایم علی می گوید مرگ در رختخواب برایم ننگ است و انشاء الله كه خداوند توفیق شهادت را به همه ما عطل فرماید و اگر خدا توفیق شهادت را به من داد نمی گویم برایم گریه نكنید و دوست دارم گریه شما مشت محكمی باشد بر دهان آمریكا و منافقین داخلی.

مادر آرزوی شهدا این است كه برایشان گریه نكنندو لباس سیاه نپوشید و من هم مادر عزیز همین آرزو را دارم كه مبادا لباس سیاه نپوشید یا برایم گریه نكنید . ای خویشاوندان و اقوام اگر خدا توفیق شهادت را من داد این منافقین در ظاهر به چهره اسلامی واما در باطن منافق به شما می گویند كه او را گول زدند ولی به خدا قسم یاد می كنم خود راه را انتخاب كرده وتا آخرین قطره خون مقاومت می كنم . خواهرانم اگر شهید شدم مبادا لباس سیاه بپوشید و شما هم امیدوارم كه طبق آیه وستعینوا بالصبر والصلواه در همه كارها و در همه جا صبر داشته باشید ونمی خواهم برای من گریه كنید اگر می خواهید برای من گریه كنید برای علی اصغر و علی اكبر حسین (ع) گریه كنید و بیاد من اگر می افتید بیاد زینب بیفتید كه در روز عاشورا داغ هفتاد و دو نفر را دید.

مادر ، خواهران و برادرم كه نمی دانم حالا كجا هستی به خدا سوگند یاد می كنم اینك چند زخم كوچك بدنم دارد و اگر بدنم سوراخ سوراخ شود آنقدر خمپاره و گلوله در بدنم بخورد كه بدنم مانند طور ماهیگیری شود و جان داشته باشم بباز به جبهه ها می روم و به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان لبیك می گوییم.

و ای مادر و خواهران پیش خود فكر نكنید و بگویید برادرم یا فرزندم جوان بود آرزو داشت و موقع عروسی او بود وقت عروسی من آن وقت است كه از روبرو و رگبار مسلسل قلبم را می شكافد و خمپاره های دشمن از اطراف بر سر و پیكرم می خورد و هواپیما های دشمن از بالای سر بمبهای آتش زا می ریزد تانكهای 106 و چلچله های دشمن جسدم را پودر می كند و خاكستر به آسمان می فر ستد آن موقع وقت عروسی من است .

این را برایتان بگویم كه لباس كه برتن داشتم و از خانه بیرون رفتم تا الان لباس سه وضعیتی بود: اول لباس رزم بود و دوم كفنم و سوم لباس دامادیم بود پس می گویم مبادا نگران باشید راه را خود انتخاب كردم و اگر شهید شدم و جسدم ناقص است یعنی سر یا دست و پا یا جسدم نیامد نگران نباشید كه افتخار بزرگی نصیب شما شده است روز پنجشنبه ها در گلستان شهدا رفته اید چقدر الحمدالله روشن است و اما بعد از 1400 سال هنوز بالای سر قبر سرور آزادگان اریك است و كسی نیست شمعی هم روشن كند دیگر بس است تاریكی مقبره سرور آزادگان ، باید حركت كنیم و این دشمنان اسلام و قران را به زباله دان تاریخ بریزیم.

برادران حزب اللهی بدون رودربایستی از شما می خواهم كه این منافقین داخلی را نگذارید در تشیع جنازه ام شركت كنند از شما می خواهم كه جنازه ام را تشیه می كنید . كودكانی كه در مساجد قران و سرود می خوانند آنها فیض ببرند و به شما مادر می گویم شهید شدم و كسی به خانه آمد و عوض گریه كردن به آنكه به شما دلداری دهد شما به او دلداری دهید و تا موقعی خواهرم در خانه است آنها را به كلاس درس روزاه كنید و پیروی از امام كنند و تا می توانند نماز را سروقت بخوانند و از شما مادرم می خواهم خواهرانم را طوری تربیت كنید كه فاطمه زینب را تربیت نمود.

مادر و خواهرانم از شما می خواهم كه مرا ببخشید و از من راضی باشید تا خدا هم از شما خشنود گرددو هم مرا بیامرزد و امیدوارم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیفم به اسلام و امام عزیز رضایت شما را در پیش خدا فراهم كنم صبور باشید و افتخار كنید كه فرزند خود را فدای اسلام و انقلاب و قران كرده اید.

مادر جان می دانم زحمتهای فراوانی برایم كشیده اید و نتوانستم آنها را جبران كنم مرا ببخشید از شما معذرت می خواهم و ای برادرن از شما می خواهم موقعی كه جنازه ام آمد چشمهایم را باز كنید و دستهایم اگر بسته است باز كنید كه منافقین چشمهایم را ببینند كه نگویند چشم به مال دنیا دوخته ، دستهایم را باز كنید كه نگویند مال دنیا را با خود برده است.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار                   از عمر ما بكاهد بر عمر او بیفزار

                                                                                                                                                                             ·      حسین شمسی زین العابدین فیض آبادی